دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ی نقطه از بهشت . . .

1392/03/12 - 00:52 در روزنوشت
1 ديدگاه
./ DoostDar ./

سفر ِ از غیب رسیده

از آسمون تلپی افتاد روبروم
مث ِ ی نقطه نور تو تاریکی

عاشقش شدم , از صبحونه ی کنار جاده بگیر تـــــا گلاب گیری و ناهار و توت خوری و اون بهشت ِ کوچولو .

قمصر

گلاب گیری - استراحت تو اون خونه ی خیلی خوشگل و حرف و حرف و درد دل - ناهار تو تراس و بازم استراحت و درد دل و گریه و مناظره - درد و خواب - اون منطقهی خیلی خوشگل و خاص و عکس انداختن ـا و خندیدن ـا - توت خوری و خرید نون و شوید و نعنا و دور دور کردن ـا - خنده های فاطمه کوچولو و تعریف ـای اون آقاهه و در نهایت رفتن به اون بهشت کوچولو .

مسلم آباد / ی ده تو دل کوه

بهشت کوچولو همون جایی بود ک کوچیکیش قد ِّ ی نقطه بود و خونه های کاه گلی ش بهش زیبایی میداد
امـا اون خونه ک تو دنج ترین جای دِ ه بود !! - - و جلوش درخت انجیر داشت و از پایینش رد میشد ک میگفتن سیصد سال ِ ازونجا بطور مداوم رد میشه و از دل کوه میاد
خونه ای ک زیرش قنات بود
خونه ای ک دم اذان رادیوش روشن میشد تا اهل دِه از اذان باخبر بشن
خونه ای ک سقفش گنبدی شکل بود و باغ صاب خونه تو دامنه ی کوه بود - زیر نهر آب - ی باغ پر از درخت گردو و بادوم و سیب و توت و .... که های دورش زیبایی شُ چندین برابر میکرد .
ادمای خوشگل و خوشدل و مهمون نوازشون ک دیگه معرکه بود , طعم چایی شون برام خاص بود و توت ـاشونم انگار ک واسه خود بهشت بود .

دل کندن ازونجا خیلی سخت بود , خیلی .

سفر ِ از غیب رسیده ی عجیــــب دوس داشتنی , دوست داشتم و از بهترین سفرهای عمرم بودی :ط .


- [لینک] -

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 7 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)