دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفیقم تعریف میکرد تو صف عابر بانک بوده که نوبتش شد بعد 3تا دختر پشتش بودن عجله دادشتن بعد رفیقم میزاره اینا کارشونو انجام بدن بعد یکی از دخترا به دستاش میگه از این آقا محترم تشکر نکردیم رفیقم مرسی زیر بغلم الان هندوانه گذاشتین کلی میخندن بعد کارشون که تموم میشه یکیشون به رفیقم میگه کاری داشتی به من بگو (منظور شماره دادنه) رفیقم منظور طرف نمیگره میگه باشه داشت واسم تعریف میکرد به طرز فجیعی خودزنی میکرد میگفت من چقد گاوم

1392/05/16 - 00:00 در دلنوشتِ دنبالریون

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)