دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امشب تو کشتی اژدها که بودیم به خاطر دوستم ک ترسوئه نشستیم وسطمنم هی غر که میخواستم برم سر بشینمبعد کشتی که راه افتاد من هی دلم میخواستم پامو بندازم رو اون یکی پام ولی نمیشد خیلی ضایع بودلامصب اهنگ شدیدا احمد سعیدی هم گذاشته بودن قر تو کمرم گیر کرده بود هی اروم اروم بشکن میزدم بعد این یارو دید همه بدون عکس العمل نشستن تا میتونست اینو برد بالا حالا همه جیغ میزدن منم نگاشون میکردم بشکن میزدمپسره رو ب روم نشسته بود با داد گفت خیلی روانییمنم خیلی شیک داد زدم ببند فکو بعد این دوستمم عین چی منو چسبیده بود تو گوشم جیغ میزد خلاصه بعد 10 دقیقه ک کشتیه وایساد همه پیاده شدن دخترا که اصلا نمیتونستن راه برن

1392/06/08 - 23:31 در روزنوشت
25 ديدگاه
لیلی سابق xX

جونننننننننننننننننن عاشقتم آخه آبانی من .... حدس زدم از حرکاتت آبانی مث خودم باشی

13 سال و 2 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

چند آبانی لیلی؟
مانی مرسی دکترا مستقیم به خودم گفتن

13 سال و 2 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

من 2 ام
مانی تو ک تولدت فرداست چی میگی؟

13 سال و 2 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)