دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز که دایی رو دیدم باهاش حرف زدم.گفتم چی میشه هفته ای 1بار زن دایی ها برا ناهار پیش خاله باشند تا مامان خونه پیش ما باشه؟گفت چی بگم دایی.از بی غیرتیشون هست...

1392/06/20 - 20:26 در روزنوشت
2 ديدگاه
آناهیتا

گفتم دایی پس توقع نداشته باش از این به بعد بخوام بیام خونتون...

گفت دایی تو بیا.چکار زنداییت داری؟بیا پیش من.

13 سال و 11 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبل
آناهیتا

با حرف های امروز تا حدی سبک شدم.همین که یه جا از حق ِ مامان دفاع کردم خیلی آروم شدم.

13 سال و 11 روز و 12 ساعت و 51 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)