دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز صبح زن عموم زنگ زد بهم گفت بیا خونمون با هم بریم بازار منم گفتم اگه شووَر خان عصرو بیمارستان وایسه نیاد خونه میام خلاصه شوور عزیز زنگ زد گفت عصر میمونم بیمارستان ناهار درست نکنی منم رفتم خونه عموم.. بعد تو راه تصمیم گرفتم پیاده تا خونه ی عموم برم تا یکم از هوای صبح گاهی لذت ببرم [ یکی نیس بگه تو غلط کردی پیاده تصمیم گرفتی ای همه راهُ بری ] خلاصه رفتم تا رسیدم خونه عموم پدرم درومد کفشامم پاشنه بلند بود[ خیر سرم میخواستم کلاس بزارم ] تا رسیدم خونه عموم کفشمو از پام دراوردم ده تا تاول گنده اینور اونور پام زده بود بعد الانم اومدم خونه باز از شانس بدم تاکسی گیرم نیومد دوباره همه ی راهو پیاده برگشتم تاولای پام دو برابر شد اینقد پام درد گرفته بود که میخواستم وسط خیابون کفشمو درارم بزنم زیر گریه بلکه یکی دلش به حالم بسوزه سوار ماشینم کنه بیاره خونه تا من باشم ازین به بعد تصمیمای خرکی نگیرم کلاس خرکی هم نزارم ولی مفتخرم که بگم زنده برگشتم خونه

1392/07/02 - 19:23 در پریسا
7 ديدگاه
پـریـسـا

خب گفتم که میخواستم کلاس بزارم خیر سرم

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 43 دقيقه قبل
samira

یه کفش اسپرت شیک بگیر عزیزم اونجوری کلاس بذار

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبل
پـریـسـا

کفش اسپرت دارم ولی مانتو شلواری که امروز پوشیده بودم با کفش اسپرت خوب نبود کلن امروز تیپ خانمانه زده بودم که کنار زن عموم خیلی تابلو نباشم وگرنه همیشه تیپم اسپرته

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل
samira

عزیزم اشکال نداره واسه دفعه دیگه تجربه شد برات

13 سال و 1 ماه و 16 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)