دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم می خواد ناشکری کنم اختیار ذهنم که دست خودمه دیگه ؟؟؟؟؟!!!!!!! { }

1391/01/26 - 21:23 در دوره
4 ديدگاه
Herose

سلام

بعد از کلی وقت دوباره اومدم تا بنویسم اما چی ؟

خودمم نمیدونم فقط می دونم دلم برای قبلنا خیلی تنگ شده . برای گذشته ای که خیلی سرخوش بودم و به قول یکی از دوستان که اسممو گذاشته بود خجسته .

کی میگه خجسته بودن بده . بخدا خیلی خوبه . دلم می خواد یه سفر تنهایی برم دور از هر چی آشناست . یه جای قشنگ و با صفا . دور از تجمل دور از شهری بودن . دور از همهمه ، بوق ماشین ، حتی دور از تلوزیون و موسیقی .

تو یه کلبه ی جنگلی که کنارش پر باشه از کلبه های زیبای دیگه که شب ها نترسم . با یه عالمه دوستای صمیمی اما غریبه .

بشم غریب اون روستا . هیشکی ندونه کیم از کجا اومدم اسمم چیه چیکاره م واسه چی اومدم

بهم یه دست از لباس های محلی خودشونو بدن و بهم بگن بیا معلم شو .

آخخخخخخخخخخخخ که چه کیفی می ده .

وقتی غریب باشی عزیزتری . یه جور دیگه دوست دارن . نمی خوان تنها باشی . نمیخوان اذیت شی نمیخوان غصه بخوری .

دنیا خیلی کوچیکه خیلی و خیلی زود روی زشتشو بهت نشون می ده .

یه آرزوی خیلی بزرگ دارم خیلیییییییییییییییییی بزرگه . اگه اون آرزوهه حل شه همه ی مشکلاتم حل میشه همش که نه ولی بیشترش .

اما از دست من هییییییییییییییییییییچ کاری ساخته نیست هیچ کاری . مثه یه بیماریه لاعلاجه . فقط باید براش دعا کرد فقط دعا .

ولی این روزا خیلی چیزا رو از دست دادم . معنویتم رو . روحیه م رو . اعتقاداتم رو . هستیمو .

یه بزرگواری که خیلی واسم قابله احترامه بهم گفته تلاش کن تا چیزایی که دوس داری رو بدست بیاری چیزایی که می دونی معقوله و دور از انسانیت نیست و خارج از بندگی او .

آرزوی من معقوله و اتفاقا در راستای بندگیه او ولی مدت هاست منتظرم گذاشته نمیدونم چرا ؟ نمی دونم کجای این میشه توقع ؟

خدااااااااااااااااااااااااااااااااا ای تویی که میخوای سر به تنم نباشه

ای خدایی که فرق میذاری بین بنده هات و بعد اسم کارهاتو میذاری عدل و عدالت

امشب می خوام بگم نه! من عدل تو رو به هیچ عنوان نمی پذیرم . ( لطفا کسانیکه این متنو می خونن نمیخوام ریش سفیدی کنن و دم از عدل و ... بزنن من ته هر چی دین و مذهبه در آوردم و حفظم ولی وقتی به گلوی آدم میرسه دلش میخواد ناله کنه )

یه بارم تو راضی باش به رضای ما . خدا خسته شدم میخوام نفهمم میخوام ندونم انقدر فهمیدم که بریدم که فهمیدم نمی فهمم .

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 35 دقيقه قبل
Herose

خداییییییییییییییییییییییییییییییییا اگه بعد این همه فهمیدن می فهمیدی که تازه هیچی نمیفهمی میفهمیدی من دارم چی می کشم و چی میگم .

خدایا بعضیا نفهمن و تا آخر عمر نمیفهمن نفهمن . اما بعضیا نفهمن و می فهمن نفهمن و اون موقع میشه وقته مرگشون .

بذار ناله کنم . خفه شدم از بس حرفمو خوردم و گفتم خفه شو ناشکری نکن . تو این همه نعمت داری بابا مامان داداش عمه عمو خاله دایی مادربزرگ و پدربزرگ و ..................................................

آره خداجون شکرت من اینا رو دارم دستت درد نکنه خدایا عاشقتم انقدر خدایی کردی در حقم .

اما از نبود بعضی چیزا تو دلم تو شعورم تو قلبم تو ذهنم نمی تونم اینا رو درک کنم .

اینا رو کسی نعمت می دونه که آدم باشه . من کجا و آدمیت و انسانیت کجا ؟

من اگه آدم بودم که الان جام این جا نبود .

14 سال و 5 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 34 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)