چه لحظه دردآوريه، اون لحظه که میپرسه: خوبی؟ بغض تو گلوت میپیچه ... 5 خط sms می نویسی ولی به جای send . . . همه رو پاک ميكني و مينويسي: ... خوبم مرسی تو خوبی؟
الهی من فدات شم ...لحظه دردناک ترش می دونی کجاست؟ اوف لحظه که می دونی بغض سراسر وجود عشق تو گرفته و حرفی نمی زنه بهت می گه عیبی نداره فقط به خاطر اینکه عاشقته و تو زندگیشی اونوفت فقط آدم شرمنده ی عشقشه
روز دوم ماه رمضون بود منم شبش سر کار بودم دیر اومده بودم خونه خیلی خسته بودم تازه خوابم برده بود که دیدم یکی داره بالاسرم باهام شوخی میکنه و قلقلک میده کف پامو فکر کردم داداشمه گفتم کرم نریز پدر سگ یهو چشمو باز کردم دیدم بابامه، بابای ما هم قاطی بلند بلند مادرمو صدا زد: خانوووووووووووووم بیا تحویل بگیر پسرت به من میگه پدر سگ مادر ما هم بنده خدا تازه از خواب پاشده بود حالیش نبود گفت غلط کرده، پدر سگ خودشه بابام گفت تو نمیخواد طرفداری کنی غذاتو بپز
دوستم اس ام اس داده : هلو ، فردا ۷ و نیم جای همیشگی ! منم جواب دادم : باشه آلبالو میبینمت ! بعد ۲ دقیقه اس داده میگه:اسگل، هلو یعنی سلام ، نه هلو خوردنی !!
يه لحـــظه پيـــش خودت تـــصور كن: تو حموم باشـــي يهـــو يادت بياد حولـــه ات رو با خودت نياوردي, داد بزنـــي كه يكي واست حوله بـــياره... بعد از چند دقيقـــه صداي در بياد در رو باز كـــني يه دست بياد تو حوله ات رو بهـــت بده . بعد همون جور كه داري لباســـت رو مي پوشي يادت بياد كه همـــه رفتن مسافرت و كســـي خونـــه نيــــــست !!!!
پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش

14 سال و 1 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 19 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 17 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبلvay cheghad vahshatnak
14 سال و 1 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 14 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 13 دقيقه قبل