habib
از کوچ پرندگان آموختیم هر جا سردی احساس شد باید رفت !!
habib
خداحــــافظ نگو وقتی هنوز در گیــر چشماتم خداحافــــظ نگو وقتی تو هرجا باشی هـمراتم تو اون گرمای خــــــورشیدی که میری رو به خاموشی نمــــی دونی چـــقدر سخـــته شبه ســـرده فرامــــــوشی شـبی که کـــــوله بــارت رو میــون گریـــه می بــستی یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشــــقم هســـــتی خداحـــافظ نگـــو وقتی هـــنوز در گیـــر چشماتم خــــداحافــظ نگو وقتی تـــا هرجــا باشی همراتم چرا حالــت پریـــشونه چـــــرا مایوس و دلسردی خداحــافظ نــگو وقتی هـــنوزم میشـــــه برگردی تو یــادت رفته اون روزا یکی تنها کــست میشد خداحــــافظ که می گفتی خـــدا دلواپست می شد
habib
این چه وضعیه ؟ من همش 21 طرفدار دارم
habib
راننده تاکسی اسکناس رو گرفت و پرسید: 1نفری؟ مکث کردم و گفتم خیلی وقته..
habib
********* حضرت علی علیه السلام :********** پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره 'رفيق راه' بپرس، و پيش از آنكه 'خانه' انتخاب كنى درباره 'همسايه' پرس و جو كن.
habib
عــــــــــــــــــــــــــــــجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب
habib
چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا ؟
habib
چقدر سخته که عشقت روبروت باشه نتونی هم صداش باشی//چقدر سخته که يک دنيا بها باشی نتونی که رها باشی/// چقدر سخته... چقدر سخته که بارونی بشی هر شب نتونی آسمون باشی/// چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار نتونی همزبون باشی/// چقدر سخته... "چه بدبخته قناری که بخونه اما روياش حسه بيرونه //چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش يک قطره بارونه/// چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده/// چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون ///بگن چنده چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجيِش باشی/// چقدر سخته که موندن راه آخر شه نتونی راهيِش باشی/// چقدر سخته توو خونت عين مهمون شی بپوسی خسته بيرون شی/// چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی توو سينه داغون شی ///چقدر سخته که يک دنيا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی ///چقدر سخته که نزديک خدا باشی ولی غرق ادا باشی ///"چه بدبخته قناری که بخونه اما روياش حسه بيرونه چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش يک قطره بارونه
habib
باز هم آمدی تو بر سر راهم// آی عشق می کنی دوباره گمراهم //، دردا من جوانی را به سر کردم// تنها از دیار خود سفر کردم //، دیریست قلب من از عاشقی سیر است //خسته از صدای زنجیر است //خسته از صدای زنجیر است //، دریا " اولین عشق " مرا بردی د//نیا دم به دم مرا تو آزردی //دریا سرنوشتم را به یاد آور //دنیا سرگذشتم را نکن باور //من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرقه در رازم// گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آوازم //می روم شبها به ساحل ها// تا بیابم خلوت دل را //روی موج خسته ی دریا می نویسم اوج غم ها را