همیشه به #دروغ به خودم میگم اصلا #مهم نیست اگه به یه جای خاص نرسم یا اصلا مهم نیست به اون #هدفی که از قبل توی ذهنم داشتم برسم وبه خودم میگم اگه نرسیدم نباید ناراحت بشم ولی واقعیت اینه که هر هدفی که واسه خودمون داریم خیلی مهمه وحتی با گفتن این حرفاهم نمیتونیم خودمون رو #آروم کنیم.من که نتونستم.نمیدونم شما چطور هستین...
یه موقع هایی هستش:>>{ یه #اشتباهی میکنی :>سریع از طرفت #عذ_خواهی میکنی و تا عمر داری سعی میکنی:>>(دیگه اونکارو نکنی چون میدونی طرفت ممکنه دفعه بعد #نبخشتت...!!!) لزوما به خاطر اینکه طرفت انسانه و غیر قابل پیش بینی:>> #داخل_پرانتز{به طور کلی تقریبا همه ماها #بخشنده_نیستیم} رفتارتو #اصلاح میکنی ولی همینکه بدونی یکی بخشندست:>> راه به راه کج میری و #انتظار_بخشش داری...!!! {سر حرفم با همه مونه تا الان دقت کردیم که چند تا خطا کردیمو خدا فقط #لبخند_زده و گفته :>> (#این_نیز_بگذرد) چند تا راه رو کج رفتیم یا گم کردیم و اون طبق معمول راه رو گذاشته جلو پامون..../ دقت کردین هر چی ازش خواستیم اگه به نفعمون بوده بهمون داده{فقط یه #ذهن_بیدار_و_عادل میخواد تا تشخیصش بده} و ما حتی یادمون رفته ازش تشکر کنیم و این داستان هنوزم ادامه دارد.....!!!!
وقتی اطلاعاتت رو راجع به زندگی/دنیا/اصلا #همه-چی اضافه میکنی...وقتی کتابهای زیادی میخونی و با آدماش زندگی میکنی و یه دور #تجربیات اونا رو مال #خودت میکنی...باید #بدونی...باید بدونی که در قبال خونده هات #مسئولی ...در قبال هر کلمه ای که یادگرفتی و واست درس #عبرت شده...
درستش اینه که بهشون #عمل کنی...مثل خودم که به خیلی از چیزهایی که تابحال یادگرفتم عمل #نکردم!!!
در حد #حرف...واقعا حرف مونده...درحالیکه #بدتر باعث میشه که آدم #مغرور بشه...که چی؟که کتابهای زیادی خونده!!!
اینها حرفهایی بود که بعد خوندن آخرین رمان ذهنم رو مشغول کرده...شروع #انتقاد از خود به خاطر عملکردهای #نادرست...واحساس یه حس...حس #مسئولیت درقبال همه داشته های #ذهنیت
نه اســـمش عشــ ـــق استـ؛ نه علاقـــــه نه حتی عـــــادتـ؛ حماقـــــت محض اســــــ ـــــــتـ ! دلتنـــــ ـــگِـ کـســــی باشیـ؛ که دلش با تــــ ــــو نیستـ !!!
یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره.
بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: \"بله!\"
و اون میزنه زیر گریه....
زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم...
موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درشون بیاری...
باید برای اینجور وقتها آماده باشی. بلد باشی. باید یاد بگیری که نازش را بکشی...
پسر مغرور و دوست داشتنی من!!!
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری....
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره...
میدونی؟
این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...!
خیلی پاپی دلیل گریه ش نشو...
همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی....
گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری
و ببریش بیرون پیاده رویو بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!
ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...
یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کنی نه که از غصه آبش کنی...
اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی ..
بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی...
اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو .
باز هم صداش کن!!!
عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!
بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا ...
فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه.
برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن
و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن..
پسرم!!!!
این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،دخترکی که روزی زن میشود ...
جسارت میخواهد نزدیک شدن به افکار دختری که روزها مردانه با زندگی میجنگد اما شب ها بالشش از هق هق های دخترانه اش خیس است ... @yosra@Yalda@ღ.•*`HASTY `*•.ღ
میخواهم عاشقانه بگویی...از آن عاشقانه های آرام...آرام آرام در گوشم زمزمه کنی تا به #خدا.... میخواهم هر روز #صدای دوستت دارم هایت را بشنوم...از فاصله نترس...به قول خودت یک عاشق از #انتهای کار نمیترسد...