در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد ! #ســــــــــــــــــــــــــــــاده ...
زندگی يعنی دختر بی خونه ای كه دربست پا ميده سر پول كثيف با هركس خوابيده ... زندگی يعنی بازی كردن با آبروی يه زن ...زندگی يعنی جوونی كه مغزش تو كمر گيره ...زندگی يعنی شعار شركتی همچون سايپا مطمئن ...زندگی يعنی از بين بردن آثار تاريخی با افتخار ...زندگی يعني كودك آزاری توسط يه مرد ...زندگی يعني از شرمندگي زن و بچه ات سرتو بالا نتوني بگيری...
من یک دخترم بدان .............حوای کسی نمیشوم که به هوای کس دیگری برود .........تنهاییم را با کسی قسمت نمیکنم که روزی تنهایم بگذارد ...........روح خداست که در من دمیده شده و احساس نام گرفته .........ارزان نمی فرو شمش ........دستهایم بالین کودک فردایم خواهند شد ..............بی حرمتی نمیکنم ........و به هر کس نمی سپارمش..پاییز است ......باران بی وفقه ی این روزها هوای عاشقی به سرم میاندازد .....لبریز از مهرم ...اما استوار ........سودای دلم قسمت هر بی سرو پا نیست .......عشق حوای ایرانی باشکوه است و بزرگ .........و آدمی را برای همراهی بر میگزیند که شریف باشد و لایق و عاشق .......
مترسک:من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشالِ. دوروتي:اگه مغز نداري پس چه جوري حرف ميزني؟ مترسک:نميدونم ... ولي خيلي از آدمها هم هستن که بدون مغز يه عالمه حرف ميزنن!
نبودنِ تو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سرمان نمیایستد!
شعر نمیچسبد…
پول در جیبمان دوام نمیآورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب………….
” ما بیتو فقیر شدهایم ” مادر ….
قیامت میشه خدامیگه امام و پیغمبر بهشت بقیه برن جهنم غضنفر میره تو صف اماما میگه منم امامم. فرشته ها میبرنش پیش خدا میگن این میگه من امامم . خدا میگه : اونو ولش کنید بیایید حیف نون رو بگیرید گیر داده میگه از جای من پاشو !
موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذراندید امسال تابستان خود را در دنبالر گذراندیم. دنبالر جای شلوغی بود از هر صنف انسانی در انجا بود.اوایل که به دنبالر رفتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم اما کم کم دوستان فوقالعاده ای پیدا کردیم که ما را به ماندن در دنبالر ترغیب میکرد و دیدن این همه گیلانی در سایت حس خانه را به ما القا میکرد هر روز و هر هفته خواندن نوشته های زیبای دوستان لب های ما را گاه به خنده و گاه به اه وا میداشت ما در دنبالر زندگی کردیم!!!اما متاسفانه روزی به خود امدیم و دیدم تابستان پایان یافته و زمان کوچ فرا رسیده... خیلی غمگین شدیم به دلیل دوری از دوستان عزیزی که در این مدت پیدا کردیم اما خب اجبار ما را مجبور به کوچ کرد.... (نظرات)
سکــــوتــــــــ ...
رســا تــرین فــریــاد یک " زن " است ...
وقتی سکوتـــــ میکند ...
وقتی بحث نمیکند ...
وقتی برای به کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند ...
بــفــهــم ..!
که واقعــا آسیب دیده است ....
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است". مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم." یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
12 سال و 11 ماه و 26 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلدر "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه خردساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده می میرد !
#ســــــــــــــــــــــــــــــاده ...