yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
چقدر سخت است بجای تو همه ی رویای با تو بودن را در آغوش بکشم. . .
yedokhtare 웃
میخوام باور کنم رفتی ... میخوام خالی شم از رویات ... همش چشمامو میبندم ... شاید یادم بره چشمات ...
yedokhtare 웃
نمیدانم دردم چیست؟یاازتنهایست،یابودن کسی ک دوستش دارم وقلبش درگروی دیگریست…
yedokhtare 웃
مـن واســه ی ِ داشتـن ِ تــو قیـد ِ یـه دنیــا رو زدمــ ......
yedokhtare 웃
در آغوشش عطرش را بو نکش ! بوی تنش را به خاطر بسپار ، عطرش در جایی تکرار خواهد شد ولی بوی تنش تکرار نخواهد شد!!!