سر جلسه امتحان یه خانم بغل دستم نشسته بود منم داشتم بهش توضیح میدادم که چجوری تقلب کنه و چن تا سُرفه ینی چی و اینا! اونم فقط گوش میداد، امتحان که شروع شد پا شد ورقه هارو پخش کرد! من اون خانمه بخش مراقبهای ویژه
@(خندون خاندان) mina دخترے که خودشـو واسه" عشقـش " لوس نکنـه... که دخــتر نیسـت (!) باید سـر به سر عشــــقش بزاره... گاهے گازش بگیـره .. جـاے دندوناش رو لپـش بمـونه .. گاهـے نیشگونـش بگیـره .. سیـاه و کبـود شـه .. گاهـے بپره بغلـشو محـکم بوسـش کنـه .. شیرینـے رابطه و عشـق به هـمین.. شیطنـت ها و دیونه بازے هاسـت ((بعضے وقت ها قربون صدقه و عزیزم و قسم و آیه ... جواب نمیده ....! یه موقع هایے باید به عشقت بگے بابا بیشور بفهم دوست دارم دیگه (!) ))
@(خندون خاندان) mina همیـن" بعضیـــا" چه بخـوان، چه نخـوان.(!) اصـن صـَب کن ببینـم مگــه دست خودشـونه که نخـوان؟(!) والااااا... (!) عــزیزنـد،آقــا جــون عزیزترینـــــــند. . ./ . مثل "تــــو" ... تو آره خــودِ خــودِت که الان دارے اینو میخــونے.. (!) تو آره خــودِ خــودِت که لبخــند اومــد رو لبات... (!) عزیزترینمــ♥ـــے... خواستـــم که بــدونے حواسـتو جمـع کنے.. دست از پــا خطا کنــے عاشــق تر میــشم... (!) والســـلام...
@yedokhtare 웃 از خواب پریدم چشام پر اشک بود بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد تنها یادگاری از تو عطرت بود که روی شال گردنم جا مونده بود سر کشیدم بوی نبودنت رو . . .