yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
ببین چی به سرم اومد ... که روزام مثل شب تاره ... که واسه دیدنش چشمام ... داره اشکامو میشماره
yedokhtare 웃
مرا چه به فال حافظ که یوسفم را سال هاست گرگ خورده است !
yedokhtare 웃
این روز ها تمــــــــــــــــــــِام کارم شده .... فک کردن به گذشته
yedokhtare 웃
دلم فراموشی میخواهد... به انداز ه ی اون پلان از زندگیم که عاشق او شدم...