yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
من را بتکان از لباست ... همچون خاکستر تمام م کن با سه ضربه ی ته سیگار...
yedokhtare 웃
...... دور یا نزدیک من همین م ..!! رسوای عشــق ِ تــــو ......
yedokhtare 웃
تو چه میدانی فاحشه کیست!? شاید این فاحشه امروز همان باکره دیروز باشد که تو عشقِ اولش بودی... او عشقش را ثابت کرد و تو مرامت را
yedokhtare 웃
” خداحافظی ات “ عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن … مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!