دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

yedokhtare 웃

این دل نوشته ها . . . نه ببخــــشــــــید! اين درد نوشت ها . . . نه دلنشين اند نه زيــبا ،... درباره »
yedokhtare 웃
زن - مجرد
امتیاز: 6778

دنبال‌شدگان

(426 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(726 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

yedokhtare 웃
1_romantic_gifs_004.gif yedokhtare 웃

من و باد و بارون .... رفیق صمیمی

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

تو اصفهان سیتی سنتر (CT Center) [بزرگترین فروشگاه شهر ] رو بیرون از شهر ساختن ! تطابق اسم و مکان رو شاهد هستیم !

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

باز یه خوبی داره این بیست و یک دسامبر میوفته قبل از امتحانای دی یه سیاه نامه دیگه به زندگیتون اضافه نمیشه

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

یارو نوشته بعد از تحصیل در فرانسه متوجه شدم فرانسه همون ایرانه فقط پیشرفته تر...!!!!!! بلی بلی باریکلا هواپیما هم همون دوچرخه س فقط پرواز میکنه

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

پسر عموم با یه خانوم نسبتا محترمی رفته بیرون،رفتن کافی شاپ آب میوه و کیک و بستنی خوردن،رفتن رستوران چلو کباب و ماست و ترشی و زیتون و دوغ خوردن، بعد اومده خونه و دیگه دختره جواب تلفنش رو نداده. پسرعموم هم آخر شب خیلی جدی اس ام اس داده و گفته: پس گشنت بود

yedokhtare 웃
yedokhtare 웃

سؤال مامانم روزايي كه امتحان دارم موقعي كه دارم آماده ميشم برم دانشگاه :امتحانتون زنگ چندمه؟!!

samsha(افتخار دنبالر)
samsha(افتخار دنبالر)

چند سال پیش در یک روز گرم تابستانی در جنوب فلوریدا، پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد .   مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند ؛ مادر وحشت زده به طرف دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ، ولی دیگر دیر شده بود .   تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد . مادر از راه رسید و از روی اسکله ، بازوی پسرش را گرفت .   تمساح پسر را با قدرت می کشید ؛ ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریادهای مادر را شنید ، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت .   پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودی نسبی بیابد . پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن های مادرش مانده بود .   خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخم هایش را به او نشان دهد .   پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان

Roza Soul
Roza Soul

سلام

moein
moein

پاره تنم به تن ديگري رفتي؟!... عادتم را که ميداني... چندشم مي شود لباسي که بر تن ديگري بوده بپوشم... ديگر نمي خواهمت...!!!

yedokhtare 웃
108090.jpg yedokhtare 웃

يـه جـايـي تــــوي قلـبـت هسـت كــه روزي خـونــه ي مــن بـــود....

yedokhtare 웃
1354306434337278_thumb.gif yedokhtare 웃

کاش , روزهــــــــــــایِ دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ "دوست داشتن هایِ" تـــــــــــو کـــــــــــوتاه می شد

lvliss nazi
lvliss nazi

In dastane mane...sooz dare...dokhtari k az gham,shabo doos dare....

yedokhtare 웃
1354392513525334_thumb.jpg yedokhtare 웃

بغـضــ میـکنــم زمــانــی کـــهـ میـدانـــم قــرار اسـتـــ روزی بـرایـــم خـــاطـرهــ شــوی...

amin ali
155430_441106445938035_406788163_n.jpg amin ali

اگر گفتید این چیه!؟

yedokhtare 웃
1354391604965163_thumb.jpg yedokhtare 웃

راستش را بــگو وقتي دستـــم را گرفتي کدام خط دستـــم را دستکـــاري کردي که ســـرنوشتم از سر نوشته شــد...

این ارسال را بازنشر کرده است.