yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
√ ∂нαмε
تا حالا شده خیلی دلتنگ صدای یه نفر باشی اما ... چون نمیتونی بهش زنگ بزنی .. با یه شمارهٔ ناشناس باهاش تماس بگیری که ....... فقط " الو" گفتنش رو بشنوی ؟؟؟
yedokhtare 웃
یک سبد نفس جمع کرده ام برای تو ! حتما بیا ... برایم تنهایی کشیدنشان سخت است !
yedokhtare 웃
خدایا ....! خواسته ام را می دانی چیست ... خودت را به آن راه نزن، نگو که من را یادت نمی آید ...! من هنوز منتظرم . . .
yedokhtare 웃
کـــــاشــــــ حــــــــــوا نـــازا بــــــود...!
yedokhtare 웃
یک جایی یک غریبه می شود همان اتفاق ناخوانده زندگیت ، که سالها به آرزویش نشسته بودی .. اما او فاتحه کل زندگیت را یک جا میخواند . . . . !!
yedokhtare 웃
بــا مـــن لــج نکــن بــغــض نــفــهــم................. ایــن کــه خــودت را گــوشه ی گــلــو قــائـــــــم کــنــی............. چــیزی را عـــوض نمـــیـکنــد ؛........ بــالــاخره یــا اشــک میـــشوی در چــشــمانـــم یا عــقــده در دلـــــــم! هــــر دو را زیـــاد دارم!! حق انتخاب داری!