ساعت دو نصفه شب یکی اول زنگ زد بعد اس ام اس داد که من یه پسر ۲۶ سالم از همدان به قرآن شماره شما رو همینجوری گرفتم اگه دختری تو رو قرآن جوابمو بده خیلی خیلی دوستت دارم!!! ملت تحت فشارن بخدا
اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم اومدم سمت شاگرد نشستم یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم !
تو استگاه اوتوبوس بودم کنار یه دختره... بهش گفتم ببخشید خانوم یهوویی برگشت زارت با کیف گذاشت تو صورتم .... بعد که بلند شد بره بند کفشش اومد زیر پاش با مغز اومد زمین... . . . . . ولی خدا شاهده میخواستم بهش بگم... بــــــنــــد کــــفــــشـــت بـــازه دیـــــووووث