yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
مردنم می آید در پس اینهمه زندگی کردن بیهوده ....
yedokhtare 웃
شریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک شو مرا بامن... چه می شود سهمی از من برای من قائل شوی... مشتی از من ... قطره ای.. ذره ای... آرزویم است از آن من باشد این من که منحصرا به نام توست...!
yedokhtare 웃
مـن بـدم . . . تـو خـوب بـــاش . . .!!!
yedokhtare 웃
یه روزه دیگه ام گذشت ... مثل همه ی روزهای بی تو بودن... خدایا هر جا که هست مراقبش باش..........
yedokhtare 웃
تو می گذری…من می گذرم تو از من – من از دل ........ تو می خندی…من می خندم تو به من – من به روزگار ...... تو می گریزی…من می گریزم تو از عشق – من از خاطره .....تو می روی…من می روم تو از اینجا - من ازاینجا .... کاش می فهمیدی از اینجا ……. تا …… اینجا چقدر فاصله است !
yedokhtare 웃
گاهی آدم دلش می خواهد کفش هایش را در بیاورد" یواشکی نوک پا_نوک پا از خودش دور شود بعد بزند به چاک"فرار کند از خودش!!!
yedokhtare 웃
هـر شــب از پُـشـت صـفـحـه ي کـوچـکِ مــوبــایــلـم در آغــــوش مـي گـیـــرمـــت . . . و نـمـیـدانـي کـه چـه آرامـــشـي سـت هـــمـیـــن آغــــــوش خـــــیــــــالـي ...!
yedokhtare 웃
دیگه بسه هر چی از دنیا کشیدم .... تو هوای بی کسی نفس کشیدن ......
yedokhtare 웃
همین که تو می دانی “دوستت دارم” کا[!]ت … بگذار خفه کند خودش را دنیـا
yedokhtare 웃
سپردمت به خدا ... به خدایی كه نخواست تو رو به من بسپارد...
yedokhtare 웃
موهای یک زن خلق نشده برای پوشانده شدن یا برای باز شدن در باد یا جلب نظر یا برای به دنبال کشیدن نگاه موهای یک زن خلق شده برای عشقش که بنشیند ، شانه اش کن و دیوانه شود دیوانه شود...!
yedokhtare 웃
بــــــــــی منطــق ترین عضو بـد نــــم چشمهــــــایم اند مــــی بیننـــــد کـــه دیــــگر دوستـــــم نـداری امــــا هنـــوز تشنــه دیدنت هستند
yedokhtare 웃
گله ای نیست! خودم آرزو کردم ب هرچ دوست داری برسی.. آرزویم برآورده شد ب”او”رسیدی..