yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
دیروز یکی بهم گفت الهی بمیری..... مخواستم بگیرم بغلش کنمو ببوسمش مدتها بود کسی همچین آرزوی زیبایی واسم نکرده بود
yedokhtare 웃
خُــورشید طُــــلوع کَـرد بِــدون اینکــه بِداند نِمیخـــاستَم صُبــح شَــود ...
yedokhtare 웃
خنده های زورکی......اشکای یواشکی......شب و روزی بی هدف.....لحظه های الکی....
yedokhtare 웃
ساده کنار ميکشم... هرچند پاي من هيچوقت وسط نبود
yedokhtare 웃
در مـــن غمـــے ســـت... کـ ه بـــا هیـچـکـس شـــاد نمــی شـــود!!!...