yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
" یک " نگاه کردی ... و من سالهـــــاست از قلبم مـــــژه بیرون میکشم . . . !
yedokhtare 웃
” خداحافظی ات “ عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن … مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
yedokhtare 웃
...... دور یا نزدیک من همین م ..!! رسوای عشــق ِ تــــو ......
yedokhtare 웃
من را بتکان از لباست ... همچون خاکستر تمام م کن با سه ضربه ی ته سیگار...
yedokhtare 웃
هیچ وخ دلِ اونــایــی کِ گــریــه شــون بــی صــداســت رو نــشــکـنیــد . . . ایــن آدمــا هــیــچــکــسُ نـــدارن کــِ اشــکــاشــونُ پــاک کـــنــه . . .
yedokhtare 웃
وقتـــی تُــورو از دور دیــدنـ میشهـــــ آرزومــــــ . . .
yedokhtare 웃
من آنقدر حسودم که حتی آرزوی داشتنت را هم به کسی نمی دهم ...
yedokhtare 웃
این دنیا پـــــــــر از آدمهایی است که یکی ، را دوست دارند اما با شخص دیگری زندگی می کنند... !!
yedokhtare 웃
تـــــا این زندگـــــی، دست از من بر ندارد؛ از دوست داشتنت دست بر نمـی دارم!
yedokhtare 웃
راس بگـو مـن کـه نبـاشـم . . . اخمـای ِ پـیشونـی تُ کـی مـیاد دونـه دونـه با حوصلـه بـاز میکنـه ؟