yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
یه روز خوب می یاد که... صبح دیگه چشامو باز نمی کنم...
yedokhtare 웃
مـלּـ تـو سنـم... قـد ِ سنـم بـد آوردم ...
yedokhtare 웃
گر میبینی هنوز تنهام ......................... بخاطر عشق تو نیست .... من فقط میترسم میترسم همه مثل تو باشند
yedokhtare 웃
خــــدایـــا نــــوبت تنهایی مـــــن کی تــــمــــوم میــــشه . . . ؟؟؟؟
yedokhtare 웃
تلخ میگذرد ... این روزها که قرار است از او برای دلم یک انسان معمولی بسازم...
yedokhtare 웃
ديوانگيـــــــــــم بالا زده !
yedokhtare 웃
تقصیر من چه بود؟! آنقدر لباس مردانگی برازنده ات بود که حتی خدا هم نفهمید پشت آن لباس مردانه،چه موجود نامردی آفریده است!
yedokhtare 웃
گفته اند آخر خنده گریه است... بهانه ای جور کن بخندم... بغضی در گلو دارم ...
yedokhtare 웃
ب رد خطهای صورتم نگاه نکن××حکایت اون ابریو دارم ک وقتی میباره××لبـِ خعلیا رو خندون میکنه××مخصوصا اونی ک حال و روزمو بارونی کرد<~~