yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
دلـَــم را دیگــر هیـــچ نمـے لرزانــد !
yedokhtare 웃
برایم عجیب است دلم چگونه میتواند زیر بار این همه غم هنوز هم سرِپا باشد .....؟!
yedokhtare 웃
جای بارون سنگ میاد رو سر من بی امون ...
yedokhtare 웃
انگار زنــــده به گورمــــ تو این دُنـــیا...
yedokhtare 웃
این می خواهمت ها بدجور به دل تازه به دوران رسیده ات می چسبد! نه؟!!
yedokhtare 웃
احساسی دارم شبیه ِ .. تو بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرزخ بودن!
yedokhtare 웃
امروز...بعد مدتــــ ـ ها صداشو شنیدم... که گفتــــ ـ ـ من با اون هیچوقت نمیخوابم!همین که دستمو بگیره کافیه...دوسش دارم... بعد گفت که اون کنارشه... و من... بارها مٌردمــ ـ ـ بارها...