yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
شماهم مثل من؛ دلتون یه فیـــلم بلنـــد میخواد... یک واقعیت عــاشقـانه... پر از سکانس های با "..." بودن و یک دکمه تکـــــرار!!!؟؟
yedokhtare 웃
شکست دیگر ، رهایش کن نمیخورد به دلم ، بندی که می زنی...
yedokhtare 웃
پس می زند ، زندگی مرا وقتی ، تو پیش می کشی پا ، به سمت او...
yedokhtare 웃
بوی دود می آید، به گمانم جماعتی پای دنیآی مجآزی میسوزانند عمر خویش را!
yedokhtare 웃
سلامتيه همه نگفته هايي که هميشه نگفته مي مونه .....
yedokhtare 웃
آخه تو ماه منی ولی پنهونی ازم ....
yedokhtare 웃
اینجا بــــــاران؛ بـــوی تـــــــــو را می بــــــارد ...
yedokhtare 웃
عزابـــــ وجـــدان نگــــیر منـــ حــلالـــت کــــردم . . .
yedokhtare 웃
غباری که از تو نشسته روی قلبم بارون چیه سیل نمی تونه بشوره ...