yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
چــــــه فرقــــی میکند کجا باشم !؟ منـــکه جز تـــــو چیــــزی نمــــی بینم ....
yedokhtare 웃
مهلت بده میروم......فقط پایت را بلند کن،،،،، غرورم را جمع کنم_____
yedokhtare 웃
فرشته ی نوزدهمین روز بهشتی ام...
yedokhtare 웃
هی لعنتی چه بوسه باشه، چه خنجر…
دیگه به حال این جنازه فرقی نداره..،!
yedokhtare 웃
اوووون یکی دیگرو داش !!........................... که منو تنها گذاش !!.....
yedokhtare 웃
بـه زودی هـمه خواهنـد فـهميد کـه سـخت در آغـوشت گرفتـم بـدجوری بـوی تـو را ميـدهم ..
yedokhtare 웃
هیچکس مثل حرف هایش نیست....
yedokhtare 웃
قول داد تا آخر دنیا بماند، سر قولش هم ماند، همان روزی که رفت برای من آخر دنیا بود
yedokhtare 웃
هنوزم منتظرم وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام بیدارم کنی و بگویی چیزی نیست خواب میدیدی...
yedokhtare 웃
مـــــــــن بــا واژه هــا بــازے میكنـم !.. دیگران بـــــا زخــــم هــاے مــــن..!!
yedokhtare 웃
خواستی یک شبه تركم كنی ! . بی انصاف . . . . . . . كدام معتاد را اینگونه ترک می دهند ؟؟
yedokhtare 웃
هیشکی بعدِ هیشکی نمُرده ولی خیلیا بعدِ خیلیا دیگه زندگی نکردن ... نرو ! بذار زندگی کنم ..