yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
تو چه میدانی فاحشه کیست!? شاید این فاحشه امروز همان باکره دیروز باشد که تو عشقِ اولش بودی... او عشقش را ثابت کرد و تو مرامت را
yedokhtare 웃
” خداحافظی ات “ عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن … مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
yedokhtare 웃
امان ازاین روزها که نه میگذرند، نه بهترمیشوند...
yedokhtare 웃
درد من تنها و تنها برای من است تو نه آنرا میبینی نه می توانی حس کنی و نه رنج حاصل از آنرا تحمل می کنی ...
yedokhtare 웃
کـــــاش میشـــــد برگـــــردی و ببینـــــی چشـــــمانـــــم چگونـــــه تقـــــاصِ تمـــــام بیخیالـــــی هایـــــت را پـــــس میدهنـــــد .. !
yedokhtare 웃
خـودم را آمـاده میکـنم بـرای رقـص... بـاید در جشـن آشنـایـی تو و عشـق جدیـدت... سنگـــ تمـام بگذارم...