yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
رویـآهـآیــم رآ بــﮧ مـלּ بــدهـکـآرے!! مـرآ اَز شـآهـزادگـے بـﮧ آوارگـے کـشآنـدے !! برگــرد ... مـیخوآهــم مـردآنـگے اتـ را نـقض کـنــم !
yedokhtare 웃
درست از روز اول رفته بودی...همون روزی که من از دست رفتم...عزیزم عشق تو بنبستِ من بود...منم تا آخر بنبست رفتم...
yedokhtare 웃
خاطراتت؟نه .دلتنگ "دوستت دارم" های دروغینت میشوم...
yedokhtare 웃
تـــو یـــه چشـــم بــه هــم زدن ... عشـــقمــونو بـــه هــم زدن
yedokhtare 웃
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست...
yedokhtare 웃
زندگی گر هزار باره بود .... بار دیگر تو ... بار دیگر تو ...
yedokhtare 웃
دلم تب دارد... أمّن يُجيب ميخواني برايش ؟