yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
رُژ قرمز... خیلی قرمز.... زیر این رنگـــ هیچ ضعفی پیدا نیستــــــ حتی لرزش لب هایـــم. +میبینی چقدر شبیه هم شدیم آخـــــــــــــــــــــــر؟! فاحشه هایی در آغوش غریبه ها...
yedokhtare 웃
امروز...بعد مدتــــ ـ ها صداشو شنیدم... که گفتــــ ـ ـ من با اون هیچوقت نمیخوابم!همین که دستمو بگیره کافیه...دوسش دارم... بعد گفت که اون کنارشه... و من... بارها مٌردمــ ـ ـ بارها...
yedokhtare 웃
ای کاش یاد میگرفتم اگر در رابطه ای "حرمتم " زیر سوال رفت برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم و به طور احمقانه ای منتظر معجزه نمانم !!
yedokhtare 웃
دیگر نمی ترسم.. تو را که بیشتر از یکبار نمی شد از دست داد...