یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود.
یه مورچه ای بود در ولایت غربت که روزها می رفت به صحرا و گندم و جو جمع میکرد، بای زمستان.یک روز که رفته بود برای جمع کردن غلّه، یک دانه گندم پیدا کرد و به نیش کشید و حرکت کرد به طرف لانه اش. ناگهان باد وزید و دانه ی گندم را از دست و دهان مورچه گرفت و با خودش برد.
مورچه به باد گفت: «ای باد، تو چقدر زور داری!»
باد گفت: «پدر آمرزیده، من اگر زور داشتم که برج های بالای شهر، راهم را سد نمیکردند.»
مورچه گفت:« ای برجهای بالای شهر، شماها چقدر زور دارید!»
برجهای بالای شهر گفتند:« ما اگر زور داشتیم که نیازی به مجوز شهردار نداشتیم.»
مورچه گفت:«ای شهردار، تو چقدر زور داری!»
شهردار گفت:«من اگر زور داشتم که قوه ی قضاییه مرا دستگیر نمیکرد.»
مورچه گفت:« ای قوه ی قضاییه، تو چقدر زور داری!»
قوه ی قضاییه گفت:«من اگر زور داشتم، بعضی جراید از من انتقاد نمیکردند.»
مورچه گفت:«ای جراید، شما چقدر زور دارید؟!»
جراید گفتند:«اگر ما زور داشتیم که کاغذمان گیر وزارت ارشاد نبود.»
مورچه گفت:«ای وزیر ارشاد، تو چقدر زور داری!»
وزیر ارشاد گفت:«اگر من زور داشتم که محتاج رای اعتماد نمایندگان مجلس نبودم.»
مورچه گفت:«ای نمایندگان مجلس، شماها چقدر زور دارید!»
نمایندگان مجلس گفتند:«ما اگر زور داشتیم که نیازمند به رای مردم نبودیم.»
مورچه گفت :«ای مردم شماها چقدر زور دارید!»
مردم گفتند:«ما اگر زور داشتیم، بقال به ما جنس نسیه می داد.»
مورچه گفت:« ای بقال، تو چقدر زور داری!»
بقال گفت:«اگر من زور داشتم، آفتاب ماست های مرا نمیترشاند.»
مورچه گفت :« ای آفتاب تو چقدر زور داری!»
آفتاب گفت:«من اگر زور داشتم، دختر کدخدا نمیگفت که: تو در نیا که من در آمدم!»
مورچه گفت:« ای دختر کدخدا تو چقدر زور داری!»
دختر کدخدا گفت:«اگر من زور داشتم که زن کشاورز نمیشدم.»
مورچه گفت:« ای کشاورز تو چقدر زور داری!»
کشاورز گفت:«من اگر زور داشتم از ترس تو گندمهایم را توی انبار قایم نمیکردم.»
مورچه یکمی رفت توی فکر. بعد نگاهی به بازوهایش کرد، سینه اش را داد جلو و رفت به مزرعه. گوش باد را گرفت و پرتش کرد پشت کوه قاف! بعد هم دانه ی گندمش را برداشت و برد به لانه اش!
قصه ی ما به سر رسید، غلاغه به خونش نرسید!
وقتی طلبت کنه .. ورودی حرم دو زانو وارد شو .. با یه لیوان اب خنک وضو بگیر .. وقتی داری وارد ایوون طلاش میشی صلوات خاص اقا زمزمه کن .. وقتی شروع به الله اکبر گفتن کنی قبل از بستن نماز با چشمان پر از اشکت میبینی داره از ایوون طلا اقا بارون میباره .. صفاش تا این حده ...
زیر بارون لازمه حتما ، معمولا هود رو در نمیارم من
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبلواسه نور آفتاب [!] گذاشتم اما هود رو هی امروز فردا کردم
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 49 دقيقه قبل توسط موبایلیه سوال:
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 48 دقيقه قبلمیشه بگین این هود لنز به چه دردی میخوره؟!
فیل تر استفاده نکردم ، تنها چیزی که رو لنز منه همون محافظه ، اما اکثر موارد با هود عکس گرفتم ، شب ، روز ، بارون ، افتاب ، ابر ، مشکلی نداشتم
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 14 ساعت و 31 دقيقه قبلهود برای جلو گیری از فلر نور هست
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 28 دقيقه قبل