دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*^*دل شکسته*^*

حکایت ........ درباره »
*^*دل شکسته*^*
مرد - مجرد
امتیاز: 3932

دنبال‌شدگان

(300 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(307 کاربر)

گروه‌ها

(29 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
45 (7).png ✔کتــ☾ــے ...

ک دوباره ازتو رویایی شدم................ همه دنیا نمیدیدن منو...من کنار تو تماشایی شدم........................از کدوم پنجره می تابی ب شب..ک شبونه باتو خلوت میکنم.........من خدارو هرشب این ثانیه ها........ب تماشای تو دعوت میکنم..............

و 26 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
y129_Naghmehsara.jpg Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

@*^*دل شکسته*^* تو هم با من نمی مانی برو بگذار برگردم کاش میشد با نگاهت قهر می کردم هوا ابریست و دلتنگم و من چندیست دارم با خودم با عشق میجنگم اگر می شد برایت می نوشتم لحظه لحظه هایم را صدایم را سکوتم را اگر میشد برای دیدنت دل دل نمیکردم اگر میشد افسار دلم را ول نمیکردم تو هم حرفی بزن هر چند تکراری بگو هنوزم مثل سابق دوستم داری؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*
توسط موبایل

اگ ي روزي نبودم بدونين ديونه شدم بيان همدان ملاقاتم

این ارسال را بازنشر کرده است.
*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*
توسط موبایل

شانسم نداريم اگه دختربوديم تاحرف دل تنگي وبدبختي ميزديم 1٠٠پسرجوياي حالمون ميشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*
توسط موبایل

ي شب هايي هست آدم باغم هاش تنهاست

این ارسال را بازنشر کرده است.
*^*دل شکسته*^*
*^*دل شکسته*^*
توسط موبایل

هميشه باكسي باش دنبال كسي باش كه توروبراخودت ميخاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
mazda
mazda

دﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ......... . ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، ﺑﯿﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑﺲ ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ. ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩﻧﺪ! ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ: ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ، ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ!

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مسافر
مسافر

به نظر شما زبان یزدی سخت تره یا انگلیسی؟! [فایل]

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Rahil
Rahil

یه سری استکان هست آدم میخواد چای بخوره دماغش میره تو استکان مهندسین یه فکری به حالش کنین ، خعلی رو مخه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rahil
Rahil

تو گذشته میگفتن پزشک محرمه.. کم کم عکاس و فیلم بردار هم محرم شدن حالا هم که دى جى و گروه موسیقى محرم شدن اینجور که من فهمیدم الان فقط داداشاى عروس و دوماد نامحرمن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rahil
Rahil

یه ضرب المثل چینی است میگه: تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rahil
Rahil

یادش بخیر بچه بودیم ،اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد ! زنگ میزدیم مزاحم میشدیم!هعی چه دورانی بود...یعنی ما یه همچین آدمایی بودیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.