2yousef
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
2yousef
خداوند زمين و نعمت هاي ان را خلق كرد تا مخلوقات خدا از ان لذت ببرند .
2yousef
عشوهای فرمای تا من طبع را موزون کنم
2yousef
زردرویی میکشم زان طبع نازک بیگناه/ ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
2yousef
من که ره بردم به گنج حسن بیپایان دوست
2yousef
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم /گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
2yousef
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
2yousef
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
2yousef
کاش میشد:بچگی را زنده کرد /کودکی شد،کودکانه گریه کرد/ شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود /آن قیامت، که دمی بیش نبود/ فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟/ کاش میشد ، بچگانه خنده کرد . . .
2yousef
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
2yousef
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من/ سالها شد که منم بر در میخانه مقیم
2yousef
سلامتی کسایی که تو خاطرمون “ابدی” هستن اما تو خاطرشون “عددی” نیستیم
2yousef
کوچه ای را بود نامش معرفت / ساکنینش بامرام از هر جهت گرچه بن بست بود مثل قلب من / آخرین خانه تو بودی خوب من . . .