2yousef
توسط موبایل
مي نويسم تنها به ياد او و براي او
2yousef
توسط موبایل
پسرانی که مشکل اخلاقی دارند! در سن ۱۸ سالگی بزغاله هستند! ۲۸ سالگی نخاله ! ۳۸ سالگی چاغاله ! ۴۸ سالگی تاپاله ! ۵۸ سالگی مچاله ! ۶۸ سالگی زباله ! . دکترانوشه
2yousef
توسط موبایل
دختر خانمی پیشم آمد گفت دکتر می خوام از ایران برم اینجا همه مگس ها دنبالمند، هر جا می رم شماره تلفن می دن، موبایل، ایمیل. این مگسها آسایش برام نذاشتن. به او گفتم عزیز دلم حتمآ بوی زباله می دی که مگسها میان دنبالت! شما سعی کن بوی گل بدی تا پروانه ها بیان دورو برت. دکترانوشه . استاد دانشگاه
2yousef
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است...
2yousef
زنگ خورد ، ناظم صبح آمد سر صف توي برنامه صبحگاهي رو به خورشيد گفت باز هم دفتر مشق ديروز خط خورد و كتاب شب پيش را ماه با خودش برد. آي خورشيد ، روي اين آسمان ، روي تخته سياه جهان ، با گچ نور بنويس : زير اين گنبد گرد و كور و كبود آدمي زاد هرگز ، دانش آموز خوبي نبود!
2yousef
روزي در آخر ساعت درس، يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.( پروفسور محمد حسابي)
2yousef
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست، گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــر نگــــاه کنیم!
2yousef
حقارت و خواری صرفا روش زندگی انسانی است که از آن چه باید انجام می داده سرباز زده است.
2yousef
تلخ ترين خاطره فرهاد شيرين است.
2yousef
حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود، شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد ...
2yousef
حکایت عجیبیست، رفتار ما خداوند می بیند و می پوشاند، مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
2yousef
جای خالی، با خیال پر نمی شود !
2yousef
چقدر عاقلند کسانی که در عشق احمقند!!!
2yousef
انسان از همان طرفی که تکیه کرده ، به زمین می خورد. مراقب تکیه گاهتان باشید .
مي نويسم تنها به ياد او و براي او ...
14 سال و 9 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبل توسط موبایلمي نويسم به ياد روزهاي شيرين انتظار،
به ياد لحظه هاي فراق و چشمان منتظر ...
مي نويسم به ياد او كه عشق را در نهان خانه ي جانم گذاشت
و واژه ي شيرين انتظار را به من آموخت.
به راستي كه انتظار چه زيباست ...
چه زيباست آن چشماني كه هر روز چشم به راه معشوق مي ماند
و چه پاك و مقدس است آن دلي كه هر لحظه براي معشوق بتپد.
مينويسم ، نه براي خواندن که براي نوشتن مينويسم.
مينويسم و ميدانم اين نوشتن مثل ابري باراني ، احساسم را روي زمين ميريزد.
مينويسم تا پر شود اين صحنه از کلمات ناقصم. مينويسم تا باشم.
مهربانم نگاهم کن تا در آسمان بي کران چشم هايت به پرواز درآيم و زيباترين و پاک ترين لحظات عمرم رابا تو در کنار تو تجربه کنم
به كجا بايد رفت؟
ز كه بايد پرسيد؟
واژه عشق و پرستيدن چيست؟
جان اگر هست چرا در من نيست؟
من كه خود مي دانم
راه من راه فناست
قصه عشق فقط يك روياست
اه اي راه سكوت
اه اي ظلمت شب
من همان گمشده ي اين خاکم
به خدا عاشق قلبي پاكم.