2yousef
.........دل کندن از کسانی که............ ............ دوستشان داریم................. ............ بی فایده است ،................. ... ............ گذر زمان........................... ...........به ما خواهد آموخت که.......... ..........جایگزینی برای آنها نیست !......
2yousef
آسمان وقف نگاهت گل من... مانده ام چشم به راهت گل من... هركجا هستی و باشی گویم... كه خدا پشت پناهت گل من...
2yousef
گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم آفتابگردان باشد / تمام سر ها دست خورشید بود زمین دست از ما گرفت ... دو به دو / دل دادیم... ...... آسمان ، آس ِ /مان را برید دو به / تک ... باختیم بازی روبروی چشم های تو /عاقبت ندارد
2yousef
در این روزها و شبهای تکراری نیم نگاهی را محتاجم که دوستی به پهنای قلب مهربانش به سوی کلبه ی ویرانه ی دل من بیندازد پس ای مهربان التماس دعا
2yousef
چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد چقدر عجیبه که تا وقتی نمردی کسی تو رو نمی بخشه
2yousef
به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو
2yousef
ای دوست ما همانیم که با یاد تو مستیم هنوز / از دوری تو جام به دستیم هنوز در خلوت خود یاد ما باش که ما / در خلوت خود یاد تو هستیم هنوز
2yousef
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق / هم دعا کن گره ی تازه نیفزاید عشق/ شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد / شمع حق داشت ، به پروانه نمی آید عشق
2yousef
دوست دارم عاشقت باشم ولیکن بی نشانه/ از غمت تنها بسوزم همچو یاری مخفیانه / دوست دارم عاشقت باشم ننالم در فراقت/سر دهم آوای وصلت با سرودی عاشقانه
2yousef
نمی دانم کدام نگاهت را به تصویر کشم، کدام بهار وجودت را که سراسر از نور است، به روی بوم آورم... و کدام اقیانوس بی انتهای مهرت را که سرشار از محبت است، با رنگ به روی کاغذ روان کنم.. نسیم روح بخش تو تسکین دردهای شبانه ی من است... و خیال روی تو همواره همراه من است... دلم در هوای عطراگین نفسهایت، آرام می گیرد
2yousef
ملا میره بالا منبر میگه از این به بعد خواستید اب بخورید 3تا صلوات بفرستید.چون تو اب 3تاجن هست.1اكسیجن2تاهیدروجن
2yousef
دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی؟ کی گفت بیای تو قلبم و مهمون ن...ه بشی؟ کی گفت منو صدا کنی با اون چشات نگاه کنی قلبم و از جا بکنی بعدش اونو رها کنی کی گفت یواشکی بیای تو قلب من پا بذاری کی گفت بری و تا ابد رد پاتو جابذاری کی گفت منو شکار کنی شکارت و رها کنی صیدت و تنها بذاری صید دیگه شکار کنی
2yousef
خدا پر داد تا پرواز باشد، گلویی داد تا آواز باشد. خدا می خواست باغ آسمانها ، به روی ما همیشه باز باشد . خدا بال و پر و پرواز شان داد، ولی مردم درون خود خزیدند. خدا هفت آسمان باز را ساخت ، ولی مردم قفس را آفریدند .
2yousef
در پرو فایل سنم را دیدم با خود گفتم من 47 سال دارم ؟......با کمی فکر دیدم نه من دیگر ان 47 سال را ندارم
2yousef
با چشم سیاه آمد و رنگم کرد / با رنگ نگاه خود هماهنگم کرد / وقتی که به چشم های من زل زده بود / دل فکر بدی کرد و خدا سنگم کرد