˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
چه اشتباه بزرگیست، تلخ کردن لحظات زندگیمان، برای کسی که در دوری ما، شیرین ترین لحظات زندگی اش را سپری می کند
آزاده ایــرانی
دلم واسش یه ذره شدهههههههههههههههههههههه
sahel
يك ساعت كه آفتاب بتابد، خاطره آن همه شب هاي باراني از ياد مي رود، اين است حكايت آدمها، فراموشي...
sahel
خیلی دنبالم دویدی، اما نمیرسیدی.. تا سرعتمو کم کردم که به من برسی... هوا برت داشت! فکر کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی! رد شدی و رفتی.... حالا بدو تا برسی !
sahel
دریاب دمی صحبت یاری که دگربار / چون رفت نیاید به کمند آن دم و ساعت...
sahel
دست هایم ... این روزها بوی حافظ می دهند !... تـفأل که می زنم ... کنعـانم ... بدجـور !! یوسفش را می خواهد !!..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی... آن وقت است که دیگر عشق نیست... صدقه است.
ممنون از اطلاع رسانیتون.
15 سال و 14 روز و 16 ساعت و 37 دقيقه قبلدراین دنیای وانفسا
15 سال و 14 روز و 16 ساعت و 17 دقيقه قبلگهی ویران گهی شیدا
گهی آواره ی دهری
گهی جا مانده در دنیا
رهم تاریک و گه خاموش
نه گرمی های یک آغوش
چه افسرده رهی رفتم
به قلبی خسته و مدهوش
نه نوری در ره تارم
نه شمعی در شب زارم
نه مهری تا که جان گیرد
درآن قلب ِ گرفتارم
دراین ره وه چه بیهوده
نه دلخوش یا که آسوده
رهی رفتم , بسی گُمره
به دل صد غصه آلوده
بناگه نور رخشانی
توگوئی در زمستانی
بدل گرمیِ بودن داد
به دل زآن درد و ویرانی
از او بس پرس وجو کردم
ز او دل زیرورو کردم
به عشقی با کلام او
به" شیدائی "چه خو کردم
کلامش آسمانی بود
چو اکسیر جوانی بود
به نامش " زندگانی " بود
و " نام او جهانی" بود
سخن از "مرد " دوران است
چو فکرش مایه ی جان است
میان هرکلام او
تو گوئی راز پنهان است
در این دنیا دراین برزن
ز نام "او" بگو با من
بخوان" اندیشه ی" او را
به عشق دل, ز جان و تن
بگو: " اُرد بزرگ " ما
چه می گوید در این دنیا
"کلامِ او" چو آئین است
سخن در هر سخن گویا
سخن؛ حرفِ منو ما نیست
سخن ,از رنجِ فردا نیست
سخن," اندیشه ای ناب "است
چنین "اندیشه "هرجا نیست
کلامش روح جاویدان
وجودش مظهر ایمان
خدای فکر و اندیشه
به نام " اُرد" این ایران
کلامش روح هر شادی
به ویرانی چو" آبادی"
بخوان در هر کلام او
پیام سرخ " آزادی"
قابل شما را نداره
15 سال و 14 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبل