و عشق
در تكه ای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط كلمات
سقوط می كند
و هنگام كه از زمین برخیزد
كلمات نارس را
به عابران تعارف می كند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق می شكند و می میرد
گـمان میـکردم قـانع بـاشی و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی ... نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی و در آخـر بـگویـی: میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن!