مـــــــن دو قلــب دارم یکــــی در طرف چـپ و دیگـــــری در طرفــــــ راست آغوشت را تنگـــــ تر کـــــن مـــن ایـــن تــن دو قلـــــب را بیشــــتر دوست دارم ...
دیگر نه عصا مار شد
نه دریا شکافته شد
نه ماه به دو نیم تقسیم شد
نه فرزندی بدون پدر متولد شد
نه مرده ای زنده شد
نه انسانی در دهان ماهی رفت
نه شتری از دل کوه بیرون آمد
و نه آتشی گلستان شد
@ارســـــلانـــــ بی رحمانه عزیز شده ایی در من... مرد که تو باشی انتظار ِ نا به جایی از من نیست تا هزارُ یک بار ِ دیگر از خدا بخواهم مرا یک "زن" خلق کند...