بچه خواهرم هی یه رب یه بار میومد تو اتاق می گفت " دایی کارت با لپ تاپ تموم نشد من بازی کنم ؟ " منم که داشتم پای [!] بوک چت می کردم هر بار با یه بهونه دست به سرش می کردم دفه آخر یه جک براش گفتم که دیدم نقش زمین شد از شدت خنده تو همون گیر و دار بهش گفتم دایی یه لیوان آب واسه من میاری از یخچال؟ یهو دیدم خندشو قطع کرد گفت " باز من یه بار به روت خندیدم پرو شدی دایی ؟ پاشو برو واسه منم بیار " رفتم و برگشتم دیدم پشت لپ تاپ نشسته میگه " دایی به دلارام و نیوشا بای دادم قیافه نداشتن که به هلیا (استاد حل تمرین درس فولادمون تو دانشگاه ) هم شماره دادم گفتم بهت زنگ بزنه , این همه خودتو علاف کرده بودی آخرم هیچ غلطی نمی کردی
خواهرم زنگ زده خونمون..میگه سپهر مامان هست؟گفتم نه ..گفت بابا ؟گفتم نه..گفتم کاری داری بگو من به مامان میگم .میگه نه نمیخواد خونوادگیه. اخه نیست من فامیل دورشم.بخاطر همین نگفت...
ولش کن حرف مفت زده .. چه ربطی به آواتار داره اون سلیقه ی شخصی به کسی ربطی نداره .. اتفاقا آواتارت خیلیم قشنگه .. اینکه بچه ها بخوان باهات دوست شن بستگی به خودت داره که بیشتر تو سایت پست بزاری و تو دیدگاها شرکت کنی و پیام خصوصیو خطابو اینا دیگه ..

14 سال و 1 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 37 دقيقه قبلManaM MiYam aghaaaaaaaaaaaa
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 21 دقيقه قبلامیر حسین همینجور داره بر متقاضیان افزوده میشه.
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایل
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایلبیاخورشید
14 سال و 1 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 5 دقيقه قبل