دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زهــــرآ "زری"

زهــــرآ "زری"
زن - متاهل
امتیاز: 5747

دنبال‌شدگان

(850 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(703 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

آدمِ حـَـرف حـــآلیش نِمیـشـ ه ... بـَــراش فَلسَفـ ه نَبـــآفید

زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

غَـريبـ ه بـود ... شُد ... عــآدَت شُد ... شُد ... هَـستــي شُد ... شُد ... خَستـ ه شُد .... بــآفـآصلـ ه شد .... شُد ... بيگـــآنـ ه شُد ... ولـــي نـَشـُد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

کاش میشد قصه نوشت از آن روزهای سرد . چشمان یخ بسته کودک کولی دوخته به یک لیوان چای گرم شاید دستهایش بتواند گرمای لیوان را لمس کند شاید جرعه ای گرما بنوشد ولی پاهای یخ زده اش مجال حرکت ندارد. کاش توانی داشت .از کوچه های بیکسی میگذرد بوی مرغ بریان از خانه ای سراسر وجودش را فرا میگیرد پاهایش سست میشود کنار پنجره ای می ایستد تا شادی را بنگرد. خانواده کنار شومینه غذای گرم هدیه کریستمس آه شاید او نیز میتوانست هدیه ای داشته باشد. از کوچه حسرت میگذرد برف میبارد به آسمان می نگرد دستهایش دیگر حرکت نمی کند چشمانش یخ زده گوشه ای مینشیند گرمای موسیقی عجیبی او را جذب میکند یک موزیک ملایم یک نوای دلنشین کاش او هم میتوانست بنوازد چشمانش را بر روی هم میگذارد سوز هوا بیشتر شده شدت برف تندتر.تمامی وجودش یخ زده نوری او را احاطه میکند با صدایی دلنشین که او را فرا میخواند چشمانش را باز میکند در آغوش نور جای میگیرد.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

خـــــــــدا گفت : او را به جهنم ببریـــــــــــد برگشت و نگاهی به خـــــــدا کــرد . خــــــدا گفت : صبــــــــر کنید ؛ او را به بهشت ببریـــــــــــد فرشتگان ســـــــــؤال کردند : چــــــــــــرا جــــواب آمـــــــــــد چــــــــون او هنوز به من امیدوار است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

@غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر... آواتـــــــــآرِ جدیـــدت هپــــی مپـــــی

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

میگـ ه اَگـ ه بِگـ ه بِخـــآطِـرِ مـَـن چـ ه کـــآرایـی کـَــرده مُخــَـم ســـوت میکِشـ ه چـی کـــآر کـــرده یعنــی

زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"
در سلام

یـــآدم رفتـ ه بـــود ســـلـآم کنـــم ســــلــآم

زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

رفـت

✔کتــ☾ــے  ...
45 (22).jpg ✔کتــ☾ــے ...

دیشب تمــــام خیابانهای شهر را کوچه به کوچه با پای پیاده قدم زدم جانی نبود برای راه رفتن اما رفتم قدم زدم ... قدم زدم ...قدم زدم... نمک روی تاول پاهایم زده ام تا یادم بماند چگونه بودم تا یادم بماند چگونه ام ...باید باشد ردی...نشانی...اثری...راهی مگر نه ؟ همیشه همین بوده هر چه می روم دورمی شوم دور و دورتر ... از من ... از تو ...از باورهایم......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
عدس پلو !(خندون دنبالر)
عدس پلو !(خندون دنبالر)

دو باره بازیچه شدم توی تئاتر زندگی ... تو این نمایشنامه دل شکسته شد به سادگی ... نقش نبودن واسه توست ... نقش شکستن واسه من ... صندلی خالی از تو شد .. ای بی صدا حرفی بزن ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

بچه ها دوستای گلم من از امروز تا یه مدت نمیام پیشتون هر کسی که بدی از ما دیده به بزرگواری خودش ببخشه اگه هم نمیتونه ببخشه به خدای مهربونمون بسپاره اون خودش جوابتونو به من میده خیلی دوستتون دارم اینم یه اهنگه دیگه برای شما مهربانان همتونو به خدا میسپارم خوش باشین خوش بگذره [فایل] [فایل] [فایل]

و 5 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....
در میکده

هیچوقت از تمام جونت برای کسی مایه نذار یکمشو نگه دار بعد از اینکه زد تو پَرت برای نگه داشتن بغضت لازمت میشه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهــــرآ   "زری"
زهــــرآ "زری"

خــــدایـی آدم ِ مهــربــونـیـ ه ولـــی نمیــدونــم چـــرآ حَــرف حــرفِ خـــودشــ ه

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

خودت باش! کسی هم خوشش نیومد به درکــــــ ! اینجا مجسمه سازی نیس که!....

این ارسال را بازنشر کرده است.