@عدس پلو !(خندون دنبالر) کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی... در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد وبرایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش، کودک پرسید:ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری!!!
یدونم برا من بباف لطفا. زمستون بدردم میخوره
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 46 دقيقه قبلپولشو بده
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 41 دقيقه قبلقیمت؟
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 35 دقيقه قبل10000 دلار
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 22 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 52 دقيقه قبل