دیشب مامان اینا داشتن می رفت خونه خاله، من به خاطر امتحان موندم خونه...واسه رفتنشون منم رفتم بیرون دَر...بعدش که اومدم تو خونه،نشستم رو مبل و تا چند دقیقه واسه خودم می گفتم اگه در حیاط بسته باشه من چه جوری برم تو خونه...؟؟؟
@◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘ ره مهرداد...حــــــــــــــــــــــــــــالا واسه من یاد رفتی #دیدگاه می بندی؟؟؟ واسه من از این باکلاس بازی های مخسره راه نندازا...شومپت،گستاخ
همش از #وضعیت بد #اقتصادی و سگ دو زدن واسه یه لقمه نون و #فقر و #بدبختی دم میزنن و بعد مشاهده میشه هر روز مدل و تعداد #ماشین و #خونههاشون و ... بالاتر میره / فکر میکنم "صورت رو با سیلی #سرخ نگه داشتن" با "تجمل گرایی" باید تفاوت داشته باشه / دقیقا, اینا اصلا به ما مربوط نیس, خب منم بخاطر همینم بوده بارها گفتم همه فقط #آه و #نالههاشون به ما میرسه و اینـقـَـدَر #غصهی #قصههای غمناک بقیه رو نخورین, اونم تا وقتی که کاری ازمون ساخته نیس, حتی برای خودمون .. .
سال سوم دبیرستان ، سر کلاس شیمی بودیم...یه دفعه معلم اومد گفت بیا برو بیرون...منم که حوصله شو نداشتم بگم چرا؟؟؟ پاشدم برم بیرون، که کاپشنمو گرفت، خواست خودش منو به بیرون راهنمایی کنه...منم اعصابم خورد شد، سریع کاپشنمو کشیدم گفتم: ولم کن...خلاصه داشتم می رفتم بیرون که دیدم همچنان داره پشت سر من می یاد ، منم تا رسیدم دم در ، در رو از پشت محکم حل دادم که بسته شه، بیچاره جوری در بهش خورد که منو هفته دیگه هم راه نداد کلاس... البته اگه بچه ها اونجوری نمی خندیدن شاید قضیه فرق می کرد
Naaaaaaaaa
!!!!!!!!!Bob Ross amate?!

12 سال و 11 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبلنع ... دختر خاله بابا بزرگمه....
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلnoch noch noch.... vali yekam tahcherasho dari
... muhatam bede daste mn beham bezanam vasat mishi copyyysh.... 



12 سال و 11 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلآیا به فکر کشته شدنی؟؟؟
بابراس فوق العادست...
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 35 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 18 ساعت و 29 دقيقه قبل