دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرمیـــــــن A+

یه راز بزرگ.... درباره »
آرمیـــــــن A+
مرد - مجرد
امتیاز: 8428

دنبال‌شدگان

(1290 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(929 کاربر)

گروه‌ها

(100 گروه)

بازدید

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+
در نقاشی

...خلاصه پس از رنج و تلاش فراوان و خون دل خوردن این تموم شد... فردا می دمش به ... واترکاستم بره...

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+
در نقاشی

leonid afremov

rEza
pannini.jpg rEza
در نقاشی

پست افتخاری من در این گروه

F a r z a m
F a r z a m
در خاطرات

یادمه6-7سال پیش(دوم راهنمایی بودیم) تازه اومده بود به بازار!!ینی به جرات میتونم بگم هرکی ازینا داشت از مرفحین و اَرباب شناخته میشد!!یادمه زنگ تفریح که میشد 4 نفری کلمون توو گوشی بود و حتی سر داشتن یه لحظه توو دستمون دعوا میشد!!!تازه عکس هم میگرفت!!!سیستمی بود واسه خودش.. ولی عجب ندید بدیدی بودیم ما

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلوبانو ^_^
2013-04-04 15.04.04.jpg نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

هرسال طرح جمع آوری دارمبه نظرم خیلی رسم زیادی هم داره اینکه وقتی رو بهت میدن بقیه نمیفهمن چقدر بهت دادن و درصد به طور کاهش پیدا میکنه

آرمیـــــــن A+
DSC03623.JPG آرمیـــــــن A+

با کمی دیرکرد...این سفره هفت سین رو خودم درست کردم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

خیلی عید بود

آرمیـــــــن A+
Thomas Kinkade Paints (CHeshmack) (9).jpg آرمیـــــــن A+
در نقاشی

نقاشی که دارم تازگیا می کشم از استاد توماس کین کید

این ارسال را بازنشر کرده است.
نوید شایسته
نوید شایسته

دینا
530723_10151463390008708_1234081649_n.jpg دینا
در نقاشی

نقاشی

آرمیـــــــن A+
آرمیـــــــن A+

آهنگ پروفایلم [فایل]

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

ما بچه بوديم پاهاشون رو جلوي ما نميكردن !! حالا بعضي از اين وقتي ميان "انگاری خونه‌ی " با يك دست ( شِرت ) و يك و مي افتند "توی خیابون و مناطق مسکونی" !! درسته ما اينجا و داريم ولي قرار نيس ، شما از خونه تنَِت كني !!

و 6 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥
در خاطرات

معمولا بعد از هر امتحانی یکی از ‌ـِمون این بود که با می‌رفتیم جلو فروشگاه‌ها و ‌ها و ... وایمیستادیم ( بدون استفاده حتی از و اینکه در واقع چیزی مدنظرمون باشه با چشامون به یه اشاره میکردیم ) و دربارش می‌دادیم، مثلا می‌گفتیم اوه اوه چقدر قشنگه ، یکی دیگه میگفت نه ‌یکی که خیلی بهتره و ... یا زمانی که دسته‌ی ها رو می‌دیدیم از دور و بین اون شلوغی کبوتر ِخودمون رو و سریعاً می‌کردیم و اینگونه وقتمون رو قشنگ به میگذروندیم / کِسی هم بود و می‌پرسید دقیق کدوم؟ چند باری که هامون رو " " می‌دید بعد از لحظاتی چند به جمع ما می‌پیوست / امتحانات میاورد و باس می‌شدیم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.