@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
الهی در جلال، رحمانی ، در کمال، سبحانی نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی نه کَس به تو ماند و نه به کَس مانی پیداست که در میان جانی، بلکه زنده به چیزی است که تو آنی
خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد” اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین” اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم
پروردگارا
یاری ام ده ، تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم
و بدون اینکه بدردم بخورند، همدل و همدردشان باشم .
زیرا در سودای هر انسانی ” روح تو ” خانه گزیده . . .
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 13 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 12 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل