@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
2. در این داستان، #جهاد-با-نفس كه بزرگترین جهاد است، مطرح مى شود.
3. قهرمان داستان، #نوجوانى است كه تمام #كمالات-انسانى را در خود دارد. (صبر، ایمان، تقوا، عفاف، امانت، حكمت، عفو و احسان)
4. تمام چهره هاى داستان، #خوش-عاقبت مى شوند. مثلا یوسف به #حكومت مى رسد، برادران #توبه مى كنند، پدر #بینایى خود را بدست مى آورد، كشور قحطى زده #نجات مى یابد و دلتنگى ها و حسادتها به #وصال و #محبّت تبدیل مى شود.
5. در این داستان مجموعه اى از اضداد در كنار هم طرح شده اند: فراق و وصال، غم و شادى، قحطى و پرمحصولى، وفادارى و
جفاكارى، مالک و مملوک، چاه و كاخ، فقر و غنا، بردگى و سلطنت، كورى و بینایى، پاكدامنى و اتهام ناروا بستن.
آیا می دانید موسیقی خیلی خطرناک است. اصلا باید با نسخه ی پزشک تجویز شود. مخصوصا وقتی موسیقی حرف های شما را می زند و فقط گوش می کنید بی آنکه چیزی بگویید
چرا و پاسخی در درون ما ! جریان چیه؟ چرا فاحشه هاخوشگل ترن؟! چرا پسرای خانم باز جذاب ترن؟! چرا آدمای الکلی و سیگاری باحال ترن؟! چرا با اونایی که .... دیدگاه
جریان چیه؟
چرا فاحشه هاخوشگل ترن؟!
چرا پسرای خانم باز جذاب ترن؟!
چرا آدمای الکلی و سیگاری باحال ترن؟!
چرا با اونایی که دیگران رو مسخره می کنن بیشتر به آدم خوش میگذره؟!
چرا اونایی که خیانت می کنن، تهمت میزنن، غیبت می کنن، دروغ میگن موفق ترن؟!
چرا همیشه بدا بهترن؟!
انگــــار برای خوب بودن باید بد بود ...
این مطلبو الان یجایی دیدم ! دیگه کار به جایی رسیده که همه افسرده و عاصی شدن !
می گن هر مطلبی رو نباس نوشت ، نباس نشرش داد ! اما خب اگه هنوز درمون برا دردی باشه باس اون دردو فریاد کرد ...
امروز تو یه مطلبی از امام خامنه ای می خوندم یه شهر اسلامی باس جوری باشه که زندگی و رفت و امد برا آدمای فاسق و بد اندیش و مردم آزار ، سخت باشه !!! نه کسایی که پاک زندگی میکنن و دوست دارن از رو زمین خدا اونجوری که خدا دوست داره زندگی کنن و با عث آرامش همدیگه باشن !
اما خب دیگه برعکس شده روزگار .............. اما هنوز امیدی هست و باید کاری کرد ..... !!!
انشالله یروز میاد که چهره وحشی شهرامون از این زشتی در میاد و گنجیشکا جرات میکنن بهمون نزدیک بشن
ارتفاع 112 از آن جاهایى است كه بچه ها زیاد مقاوت كرده و شهید شده اند. از صحنه هاى بسیار جالب و تكان دهنده آنجا، یافتن پیكر شهدایى بود كه براى زدن تانك و دوشكا، از بقیه نیروها جدا شده اند. یك تنه زده اند به دریاى بلا تا راه را باز كنند و خطر را بشكنند .............................. #دیدگاه ..... ضمنا اون اسلحه اسمش #دوشکا است .
ارتفاع 112 از آن جاهایى است كه بچه ها زیاد مقاوت كرده و شهید شده اند. از صحنه هاى بسیار جالب و تكان دهنده آنجا، یافتن پیكر شهدایى بود كه براى زدن تانك و دوشكا، از بقیه نیروها جدا شده اند. یك تنه زده اند به دریاى بلا تا راه را باز كنند و خطر را بشكنند.
این یكى دیگر خیلى عجیب بود. یعنى چطور مى توانست باشد. همه تجهیزات بود، كوله پشتى، فانسقه و قمقمه و جیب خشاب ها، حتى كلاه آهنى، ولى هیچ اثرى از خود شهید نبود، اعصابم داشت خرد مى شد، یعنى چى شده؟ كجا مى توانست رفته باشد؟
آهان! حتماً تجهیزاتش را باز كرده تا سبكتر شود. تا راحت تر گام بردارد. سریعتر بپرد. اما كجا؟ به كدام سمت. چه جایى بوده كه آن جوان را این گونه به سمت خویش كشانده است.
نگاهم را در اطراف چرخاندم. بر روى سنگر دو شكایى كه كمى آن طرفتر بود، قفل شد. فاصله را سنجیدم. جهت را هم یافتم. بله. خودش بود. به احتمال بسیار قوى او رفته تا دوشكا را خفه كند. رفته تا او را كه راه نیروها را سد كرده بوده خاموش كند.
مسیر را از محل تجهیزات به طرف سنگر دوشكا پى گرفتم. جلوتر كانالى بود. در نزدیكترین مكان ممكن، جایى یافتم كه براى پناه گرفتن بهتر بود. جایى كه از آنجا مى شد با پرتاب نارنجك، آتش دوشكا را ساكت كرد.
جا خوردم. خشك شدم. پاهایم بر زمین میخكوب شدند. همان گونه كه حدس مى زدم، شد. در مقابل سنگر دوشكا، پیكرشهیدى بدون تجهیزات افتاده. نگاهم را انداختم به طرف محل قبلى.شهید كه پلاك و كارت هاى شناسایى همراهش بود، این فاصله را دویده و خود را تا جلوى سنگر دوشكا رسانده بود. این گونه جاها،شهید كمتر یافت مى شود. آنهایى هم كه پیدا مى شوند، معلوم است از آنهایى بوده اند كه به واقع جمجمه هایشان را به خدا عاریه داده بودند. یكه و تنها، سینه سپر كرده و به دریاى بلا زده اند.
با ذكر صلوات، پیكر را جمع كردم. دلم نمى آمد از این صحنه عكس نگیرم. تجهیزاتى كه میان سیم هاى خاردار، در حالى كه آن سوتر سنگر كمین دوشكا به چشم مى خورد، دستخوش باد، این سو و آن سو مى شدند و فقط خش خشى آرام از آنها باقى مانده بود. آن را در قاب تصویر ضبط كردم.
@✔ عـلـ[بابا]ــی من وارث نقش فرش زمينم ..........و همه انحناهای اين حوضخانه، ....شكل آن كاسه مس.... هم سفره بوده با من ...از زمين های زبر غريزی ....تا تراشيدگی های وجدان امروز... نام شعر : اينجا پرنده بود - منظومه ما هیچ ما نگاه
مشكلات اقتصادی كشورهای غربی با مشكلات اقتصادی كشور ما تفاوت اساسی دارد زيرا مشكلات ما همانند مشكلات گروه كوهنوردی است كه در حال حركت به سمت قله، دچار مشكلاتی می شود اما حركتش همچنان ادامه دارد در حاليكه مشكلات اقتصادی غرب همانند اتوبوسی است كه در زير بهمن مانده است.امام امت
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 15 روز و 2 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 14 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبل