@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
فضای مجازی واسه بعضی ها مثه بهشت زهراست .............واسه سرزدن به اونی که دوسش دارن .........ولی دیگه ندارنش ........واسه اروم کردن دل خودشون میرن تو پرو فایلش...با یه دنیا حسرت و خاطره فقط سکوت میکنن.......و کامنت دوستای تازشو میخونه.........آدمای دنیای مجازی از دور دوست داشتنی ترن...........
چه دلپذیراست اینکه گناهانمان پیدا نیستند ... وگرنه مجبور بودیم هر روز خودمان را پاک بشوییم ... شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم ... و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان شکل مان را دگرگون نمی کنند ... چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم ... خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ... !/ [فدریکو گارسیا لورکا]
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 14 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 14 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبل