سینا
ای آزادی چه زندان ها که برای تو نکشیده ام و چه زندان ها که نخواهم کشید!(دمت گرم دکتر شریعتی)
سینا
جوهری که هویت خویش را نیافته است جوهر رنج است . کسی که با «خود » نیست ! چه تنهایی سختی
سینا
شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمنش را نمی کشد رسوا می کند.
سینا
وقتی عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرو می آورد
سینا
اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟
سینا
آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم....دکتر شریعتی
سینا
رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است!.... ناله عاجزانه یک شیر! نه…… گریستن یک مرد………! شریعتی بزرگ
سینا
و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
سینا
و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن
سینا
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
سینا
نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه زجري مي کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
سینا
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است. زندگی یعنی این ....
سینا
نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آوردن
سینا
و شاید که خطا کرده باشیم اما خیانت نکردیم و شاید که سست رفته باشیم اما لحظه ای درنگ نکردیم قدمی به بیراهه نگذاشتیم گامی برنگشتیم