سینا
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان
سینا
بگو بازم هوامو داریو ..مث همه منو تنها نمیزاریو ..بگو هستی تا نترسونتم ظلمت این شب تکراریو................
سینا
الان کسی آنلاین هست؟؟؟؟؟؟
سینا
کدوما دخترن؟کدوم خوابش میاد؟کدوما دوقلو هستن؟کدوما ناراحتن؟کدوما خوشحالن؟
سینا
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم ٬ با همین سنگ زدن ٬ ماه به هم می ریزد ! کی به انداختن سنگ پیاپی در آب ٬ ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت ؟!
سینا
سهراب گفتی : چشمها را باید شست ! شستم ولی .... گفتی : جور دیگر باید دید ! دیدم ولی ... گفتی : زیر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم ر ا, هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده !
سینا
می گویند شیشه ها احساس ندارند ; اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم : دوستت دارم , آرام گریست .