سینا
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي ولي با منت و خواري پي شبنم نميگردم . . .
سینا
گمان كردم كه با من همدل و همراه و همدردي ، به مردي با تو پيوستم ندانستم كه نامردي
سینا
درسته دلت از سنگه ولي اشكال نداره ! آخه فقط من هنوز بت پرست موندم !
سینا
وقتي ، فقط به خاطر پري قصّه ، بخواي قهرمان داستان بشي ؛ آخرش چيزي نخواهي شد ، جز همون كلاغي كه به خونش نرسيد ... !!!
سینا
دقيقا در انتهاي هر روز لحظه اي هست كه نه امروز است و نه فردا ، و من آنجا منتظرتم
سینا
دوثت دارم رابا[ث]نوشتم تابداني ثانيه هارابه اميدديدنت طي مي كنم
سینا
بي آنكه بخواهم تمام شدي همانطور كه بي آنكه بخواهم، تمام من شده بودي. . .
بنزین نیست.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
15 سال و 8 ماه و 13 روز و 20 ساعت و 7 دقيقه قبلمن که تو فکرمه بنزین مهر کنم................
خدارو چی دیدی
15 سال و 8 ماه و 13 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبل