سینا
هر که بد ما به خلق گوید .ما چهره زغم نمی خراشیم. ما خوب از او به خلق گوییم. تا هر دو دروغ گفته باشیم
سینا
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
سینا
عشق یعنی استخوان و یک پلاک / سال های سال تنهای تنها زیر خاک . . .
سینا
چه سخته زنده باشی و فراموش بشی . . .
سینا
تو مانند کبوتر ها نجیبی ? تو مثل داستانهای عجیبی گناه من چه بود که گفتی ? از این پس از نگاهم بی نصیبی . . .
سینا
قطره بارون ممکنه کوچک دیده بشه ? اما یک گل تشنه ? همیشه منتظر باریدنشه
سینا
ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود /من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .
سینا
گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابری است کاش می شد که تو را میدیدم
سینا
وقتی خاطره های ادم زیاد میشه دیوار اتاقش پرعکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسش رو به دیوار بزنی
سینا
به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست.. بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهائیست
سینا
@مجتبی اینقد تلنگر نزن دیوانه کردی ما رو
سینا
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟