سینا
کدوما دخترن؟کدوم خوابش میاد؟کدوما دوقلو هستن؟کدوما ناراحتن؟کدوما خوشحالن؟
سینا
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم ٬ با همین سنگ زدن ٬ ماه به هم می ریزد ! کی به انداختن سنگ پیاپی در آب ٬ ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت ؟!
سینا
سهراب گفتی : چشمها را باید شست ! شستم ولی .... گفتی : جور دیگر باید دید ! دیدم ولی ... گفتی : زیر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم ر ا, هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده !
سینا
می گویند شیشه ها احساس ندارند ; اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم : دوستت دارم , آرام گریست .
سینا
آن کس که اشک می کارد ، روزی اشک درو خواهد کرد
سینا
زندگی دفتر خاطرات است . یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ، یک نفر همدم خوشبختی ، یک نفر همسر سختی هاست .
سینا
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست . خیلی ها میرن ، تا ثابت کنند که عاشقند .