سینا
همین الان به یه نفر تلنگر زدم.چی شد مثلا!؟!؟
سینا
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت ميان دو ديدار قسمت كنيم
سینا
بالش من پر آواز پر چلچله هاست...
سینا
به دليل هم زمان شدن ايام كريسمس با محرم بابا نوئل اعلام کرد امسال قمه ميزند
سینا
هيچوقت قول يک پسر بچه را جدي نگير اما هميشه از تهديدات يک دختر بچه بترس . (الکساندر دوما)ا
سینا
عشق فرآيندي است که در طي آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعي ات نزديکتر شوي ، نه آنچه من مي خواهم
سینا
خنده بر لب مي زنم تا کس نداند راز من ، ورنه اين دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت
سینا
دوست داشتن هميشه گفتن نيست ، گاه سکوت است و گاه انتظار
سینا
چه خوش است حال مرغي که قفس نديده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغي ز قفس پريده باشد ، پر و بال ما بريدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغي که پرش بريده باشد
سینا
همه در دايره ي دوست گرفتار شدند ، بي نوا دل که در اين دايره پرگار نشد ، عاشقان سايه گريز و سايه ي يار شدند ، يار از خون دل عشق خبردار نشد ، چشم ها مست ز هوشياري و در خواب شدند ، خواب از ياد رخ دوست بيدار نشد
سینا
وقتي کسي به دل نشست ، نشستنش مقدس است ، حتي اگر نبينمش ، همين براي من بس است
سینا
تو با آواز خود شب را شکستي ، ولي من بي دريچه مانده ام باز ، هواي پر زدن هايم کجا رفت ؟ ز ياران باز هم جا مانده ام باز
سینا
بي تو آغاز مي کنم من روزهاي زرد را ، اشک و آه و ناله ها و درد را ، مي نويسم بي تو بودن هاي من پايانم است ، بي تو حامل مي شوم اندوه و اشک سرد را