گویان
روزام سخته ولی دنیام شیرین....تلخی رنگ ایکاشکی نیست......روتن تقویمم من اونو فهمیدم......یه دنیاست که روحم و پس میدم....یه روح واسه خودم یه بوم واسه خدا.....بارنگای قشنگ نه رنگای گلا....عمیق تر ببین که دستم سفید...پس از من بپرس و سنگر بگیر.
گویان
تو خیابون هستی و داری آروم واسه خودت راه می ری و سرت پایین و داری به بدبختیایی که باهات بوده می خندی ولی از بیرون که مردم نگات می کنن یه دیونه رو می بینن که داره می خنده.
گویان
قدیم تر ها من بچه بودم نمی فهمیدم.الان که بزرگ شدم دیگه چرا؟چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
گویان
زیباترین لبخندم برای تو که مرا از عشق به گریه انداختی.سلام...
گویان
دوست دارم تمام خنده هایم پای تو بریزم اما تو نیستی که بگویم و بخندم.
گویان
خب سلام به همگی.من اومدم با دلی شکسته.
گویان
باران می بارد ومن تنها به تماشای آن نشسته ام .خدا کند روزی باران غم ببارد که دلم گرفته.
گویان
کمی قصه کمی غم به مقدار زیاد درد غذای روح من تو تنهایی.
گویان
خوش حالی میان طوفان قطرات اشکم نابود شد.سلام.....
گویان
من همان دلقک شادم که تا آخر عمر همه رو شاد کرد و خودش از دلتنگی و افسردگی مرد.
گویان
روزگار امتحانات آسانش را بر من سخت گرفت.چه انتظاری از من است که قبول شوم.
گویان
آغاز هر باران خاطره ای دارد و من همان خاطره ی فراموش شده از بارانم.